|
شناسايي درختان ودرختچه هاي دارويي استان: نتايج حاصل از مطالعه و جمع آوري آمار و اطلاعات از پوشش گياهي استان نشان مي دهد كه قريب 25 % از گياهان منطقه و حدود 70% از درختان و درختچه هاي جنگلي استان استفاده هاي مختلف دارويي خوراكي چوبي وعلوفه اي و… دارند. شاخص ترين درختان و درختچه هاي استان كه استفاده هاي دارويي دارند در جدول (1)آمده است. جدول 1- مهمترين درختان و درختچه هاي دارويي استان كهگيلويه و بويراحمد
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 13:49  توسط مسعود يوسفي
|
شناسايي گونه هاي درختي ودرختچه اي استان كهگيلويه وبويراحمد همانطوري كه در جدول شماره 4 مشاهده مي گردد قريب به 25تيره ازگياهان استان متعلق به درختان ودرختچه ها مي باشد كه در مجموع در قالب 63 گونه وزيرگونه در استان رويش مي نمايند.كه بيشترين گونه وزيرگونه با 14گونه متعلق به خانواده Rosaceae مي باشد. جدول شماره4: گونه وزير كونه هاي درختي و درختچه اي جنگل هاي استان كهگيلويه وبوير احمد
ادامه جدول شماره 4:
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 13:43  توسط مسعود يوسفي
|
استان كهگيلويه و بويراحمد استاني است كوهستاني واقع در سلسله جبال زاگرس در جنوب غربي ايران و محدود است به استانهاي اصفهان در شمال ، چهارمحال بختياري و خوزستان در غرب ، بوشهر در جنوب و فارس در شرق. كهگيلويه و بويراحمد داراي چهار شهرستانِ بويراحمد، دنا ، گچساران و كهگيلويه است كه شهرستانهاي بويراحمد و دنا تماماً سردسيري و شهرستان گچساران گرمسيري و شهرستان كهگيلويه بخشي گرمسيري و بخش ديگر در مناطق سردسيري واقع شده است. جمعيت استان قريب به 600000 نفر و در قالب حدود 110000 خانوار ميباشد كه حدود 360000 نفر آن عشاير و روستايي بوده و بقيه شهرنشين ميباشند. حداقل ارتفاع از سطح دريا در حيدر كرار واقع در شهرستان گچساران 170 متر و حداكثر آن در ارتفاعات كوه دنا با 4409 متر در شهرستان دنا ، منطقه اي با آب و هواي متنوع و به عبارتي چهار فصل بوجود آورده است. مساحت عرصه هاي منابع طبيعي 1721400 هكتار ( 90 در صد كل مساحت استان )، مساحت جنگل 997100 هكتار ( 4/52 درصد سط استان ) مساحت مراتع استان 724300 هكتار است. استان كهگيلويه و بويراحمد بعد از شمال كشور اولين استان از لحاظ پوشش جنگلي بوده و داراي فلور گياهي بسيار متنوع و زيبائي است بطوريكه يكي از زيباترين استانهاي كشور محسوب ميگردد و داراي پتانسيلهاي قوي اكوتوريسم است. مزيت نسبي استان منابع طبيعي آن است و به لحاظ سرمايه گذاري در اين زمينه ، بكر بوده و ظرفيت هاي بالايي جهت سرمايه گذاري و رونق صنعت اكوتوريسم دارد. متوسط سرانه جنگل در استان 7/1 هكتار است درصد جنگلهاي استان نسبت به مساحت آن بالاترين رقم را در سطح كشور ( 4/52%) به خود اختصاص داده است. جنگلهاي استان از نوع حفاظتي و حمايتي بوده كه گونه غالب آنرا بلوط تشكيل ميدهد و بر اساس برآورد :كارشناسان حدود 320000 تن بذر بلوط قابل استحصال توليد مي گردد. اجراي طرحهاي مرتعداري ، مديريت منابع جنگلي ، طرحهاي مشاركت مردمي و طرح طوبي در سطح وسيع و موفقيت آنها از جمله فعاليتهاي انجام شده در جهت حفظ و توسعه جنگلهاي استان بوده است. توليد علوفه مرتعي استان 540000 تن برآورد شده است كه سه ميليون واحد دامي از آن تعليف مي نمايند ( سرانه هر واحد دامي 4 كيلوگرم و علوفه مورد نياز هر واحد دامي 7/1 كيلوگرم ) و فلور گياهي استان سرشار از گياهان داروئي است. اجراي بسيار موفق طرحهاي مرتعداري در سطح استان و افزايش دو تا سه برابري توليد علوفه در نتيجه اجراي آنها، اجراي طرح تعادل دام و مرتع و پروژه تنظيم تاريخ كوچ عشاير از مهمترين فعاليتهاي انجام شده در اين بخش در طي ساليان گذشته بوده است. از جمعيت 600000 نفري استان 65% داراي زندگي عشايري و روستايي بوده كه متكي به منابع طبيعي تجديد شونده بويژه مرتع مي باشندبر اساس برآورد كارشناسانه سالانه حدود 50 ميليارد تومان ارزش علوفه مرتعي و محصولات فرعي جنگل و مرتع ميباشد كه غالباً به شيوه سنتي مورد تعليف قرار ميگيرد. سالانه حدود 13 ميليارد متر مكعب نزولات آسماني استان مي باشد( كه متأسفانه 5/12 ميليارد متر مكعب آن از استان خارج مي شود) كه پوشش گياهي جنگلها و مراتع نقش اصلي را در سيكل توليد و ذخيره سازي آن ايفاء مي نمايد و منبع اصلي تأمين كننده آب سدهاي احداث شده در استان و همچنين استان خوزستان مي باشد كه تأثير اقتصادي بسزايي بر اقتصاد ملي و استاني اين استانها دارد و از طرفي طول عمر مفيد سدهاي ذكر شده بستگي قابل ملاحظه اي به تقويت و حفظ پوشش گياهي بالا دست حوزه هاي آبخيز رودخانه هاي كارون ، مارون ، زهره ، خيرآباد كه از استان كهگيلويه و بويراحمد سرچشمه مي گيرند دارد. براساس برآورد انجام شده ميزان فرسايش خاك بين 14-8 تن در هكتار در سال ميباشد كه اگر اين روند ادامه يابد و توجه جدي به مديريت حوزه هاي آبخيز صورت نگيرد ميزان فرسايش دو برابر و عمر سدهاي احداث شده به كمتر از نصف كاهش مي يابد كه عامل اين فرسايش ، كوهستاني و شيبدار بودن اراضي ، فرسايش پذير بودن خاك ، كشت و زرع غير اصولي و سنتي ، روند افزايش تخريب جنگل و مرتع و شدت بارندگي در منطقه و غيره ميباشد. به واسطه داشتن جنگلها و مراتع و چشم اندازهاي زيباي طبيعي استان و وجود آب و چشمه سارها و آبشارهاي طبيعي پتانسيل بسيار بالايي در زمينه جذب توريسم دارد و صنعت اكوتوريسم در استان مي تواند حداقل پذيراي 500 هزار نفر در سال باشد. رشد بي رويه جمعيت ( مقام اول در كشور ) فقر عمومي مردم ( بيشتر از 75 % ) پايين بودن سطح سواد در روستائيان و عشاير ، وجود دام مازاد بر ظرفيت مراتع ( 7/1 ميليون واحد دامي ) ، وابستگي سوخت روستائيان و عشاير به چوب جنگلي و بوته مرتعي ( 55%) ، نرخ بالاي 20% بيكاري ( مقام چهارم در كشور) سنتي بودن كشاورزي و دامداري در سطح استان و بالاخره داشتن جايگاه آخر در شاخص هاي توسعه يافتگي كشور عليرغم واقع شدن در بين استانها برخوردار عوامل اصلي تخريب منابع طبيعي در سطح استان مي باشد و پايداري منابع توليد را براي نسلهاي آينده بخطر مي اندازد. آهنگ سريع تخريب منابع طبيعي به دليل موارد فوق الذكر و آهنگ كند رشد اعتبارات هزينه اي ( جاري ) و تملك دارائيهاي به دليل عدم واقع نگري سازمانهاي اعتبار دهنده در زير بخش منابع طبيعي نامعادله اي را به ضرر منابع طبيعي تشكيل ميدهد و روند نگران كننده اي را در آينده ترسيم مي نمايد كه لزوم بازنگري و خط مشي هاي برنامه ريزي را طلب مي نمايد.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 10:41  توسط مسعود يوسفي
|
رشتهکوههای زاگرس، از مجموعه پستي و بلنديهاي منحصر به فردی، با دامنة ارتفاعی قابل توجه 4800 متر (از 200 تا 5000 متر از سطح دريا) تشکيل شده که به وسيلة جلگههاي فراواني از هم جدا گرديده و زاگرس را به بخش شمالي، مياني و جنوبي تقسيم كرده است. ميانگين بارندگی سالانة اين عرصه از 300 تا 800 ميليمتر متغير بوده و به طور کلی هرچه از شمال زاگرس به طرف جنوب شرقي آن حركت كنيم، از ميزان رطوبت و سردي هوا كاسته شده و بر ميزان خشكي زمين و گرماي هوا، افزوده ميشود؛ تنوّع اقليمی کمنظيری که سبب شده تا طيف گستردهای از رستنيها، زاگرس را به عنوان رويشگاه اصلی خود برگزينند؛ به نحوي كه در هر اقليم يا زيراقليم آن، جوامع يا ريختارهای گياهي خاصی كه در نهايت پوشش گياهي زاگرس را تشكيل دادهاند، مشاهده ميشود. با اين وجود از منظر تقسيمبندی پوششهای جنگلی، اين ناحية رويشی، با دامنة گسترش گونههای جنس بلوط– که 85 درصد از حجم سرپای اين جنگلها را در نوار ارتفاعی 650 تا 2700 متر (يوسفی و همکاران، 1381) به خود اختصاص داده است - تعيين حدود شده و از يکديگر تفکيک میگردند. همچنين متوسط رویش سالانة جنگلهای زاگرس را 7/0 متر مکعب و متوسط موجودی آن را 15 متر مکعب در هکتار اعلام کردهاند (مرکز مطالعات مديريت و بهرهوری، 1381). اين در حالی است که در تازهترين خروجیهای سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداری کشور، ميزان رويش سالانة اين جنگلها بر حسب تراکم تاج پوشش و فرم پرورشی بين 4/0 تا 1/2 متر مکعب در هکتار برآورد شده و ميانگين رويش سالانه را در مجموع حدود 8/0 متر مکعب در هکتار تخمين زده است. فتاحی (1374) در بررسیهای گستردة خويش به اين نتيجه رسيده که در مقابل هر 65 تا 125 هکتار رويشگاههای جنگلی تخريبشده در منطقة زاگرس، تنها يک هکتار عمليات احيايي صورت گرفته است. هر چند شايد شتاب تخريب و درجة ناپايداری اين جنگلها به دليل بهرهبرداريهای مفرط، گسترش ديمزارها و چراي بیرويه و نابهنگام، هيچ زمان چون امروز نبوده است. پارهای از بررسيها نشان میدهد که افزايش وزن زيستتودة جنگلهاي زاگرس با تاج پوشش كمتر از 10% حدود 8 تن در سال است. در حالي كه اين جنگلها ميتوانند سالانه زيستتودهای به وزن 160 تن توليد کنند (سيفالّلهيان، 1377 به نقل از جوانشير). راست آن است که 79 درصد از اين رويشگاه دارای تراکمی کمتر از 25 درصد هستند و تنها 7/1 درصد از اين جنگلها از تاج پوشش بيش از 50 درصد برخوردارند. با اين وجود، بايد اذعان داشت که کماکان جنگلهای زاگرس از نظر حفاظت آب و خاك، تنوّع زيستي و ارزشهای پناهگاهی از اهميتی انکارنشدنی برخوردار هستند؛ اهميتی که هر نوع سرمايهگذاری حفاظتی و احيايي در اين رويشگاه را توجيهپذير و قابل دفاع نشان خواهد داد. يکی از ويژگيهای مثبت و به اثبات رسيدة درختان ناحية رویشي زاگرس اين است که لاشبرگ حاصل از آنها، بويژه Quercus Persica L. (بلوط) و Fraxinus rotundifolia Mill (زبان گنجشک) در افزايش و پويايي مادة آلی خاک و در نتيجه فزونی ذخيرة کربن در خاک نقش مهمی ايفا میکنند (رئيسي، 1382).
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 7:55  توسط مسعود يوسفي
|
استان كهگيلويه و بويراحمد با وسعتي بالغ بر 16264 كيلومتر مربع (1% مساحت كشور) در جنوب غربي ايران بين 2 مدار َّ52 و 49 تا َ54 و51 طول شرقي از نصف النهار گرينويچ و ّ49 و 29 تا ً 28 و 31 عرض شمالي از خط استوا قرار گرفته است از شمال به استان چهارمحال بختياري از شرق به استان اصفهان و فارس و از جنوب به استان فارس و بوشهر و از غرب استان خوزستان محدود است نقشه (1). بر اساس سرشماري سال 1385 استان داراي 696739 نفر جمعيت بوده كه از اين رقم 8/32% در شهرستانها و بقيه (2/67%) در روستاها و مناطق عشايري ساكن هستند. جمعيت استان از نظر كمي به ترتيب در شهرستانهاي كهگيلويه ،بويراحمد و گچساران ،ليكك ودنا پراكنده اند. متوسط نرخ رشد سالانه جمعيت در استان طي دوره پنج ساله(1385-1380) رقمي معادل 8/3% درصد را نشان مي دهد كه براي مناطق روستايي 5/2% و براي مناطق شهري 3/6% مي باشد . بيشترين رشد مربوط به بويراحمد و كمترين مربوط به گچساران مي باشد. ميزان باسوادي در سطح استان 15/67% افراد 6 ساله و بالاتر مي باشد.اين استان سرزميني كوهستاني است كه كوههاي زاگرس با رشته هاي موازي سراسر شمال و شرق آن را در برگرفته است و از نظر فيزيوگرافي و اكولوژيكي به دليل واقع شدن در ميان فلات مركزي و دشت هاي سواحل جنوبي داراي اقليمي بسيار متغير و در نتيجه پوشش گياهي متنوع مي باشد. حدود 5 /4 استان از ارتفاعات و تپه ماهورهاي پرعارضه تشكيل شده است. قله دنا با ارتفع 4409 متر از سطح دريا در شمال استان دومين نقطه ارتفاعي كشور پس از قله دماوند و حيدر كرار در جنوب غربي شهرستان گچساران با ارتفاع 170 متر از سطح دريا كم ارتفاع ترين نقطه استان مي باشد. مع الوصف هر چه در امتداد اصلي كوههاي زاگرس از شمال شرق به جنوب غربي نزديكتر شويم از ميزان ارتفاع كوهها و از مقدار بارندگي و رطوبت هوا بطور محسوسي كاسته مي شود و متوسط دما افزايش مي يابد. اين وضعيت طبيعي كه ناشي از تغييرات ارتفاع و دما و بارندگي است مشخصات اقليمي دو گانه اي را بوجود آورده است. بدين ترتيب اين استان را مي توان به دو منطقه گرمسيري و سردسيري تقسيم نمود. الف- ناحيه گرمسيري: اين ناحيه در قسمت جنوب و غرب استان واقع شده است و با وسعتي بيش از هشت هزار كيلومتر مربع 57 درصد مساحت استان را شامل مي شود ، ارتفاع متوسط آن حدود 900 متر از سطح دريا مي باشد، اين ناحيه داراي آب و هوايي نسبتاً گرم و نيمه خشك، حداكثر دما در ماههاي گرم 45 تا 48 درجه سانتي گراد و حداقل آن در ماههاي سرد سال بين صفر تا 5/2 درجه سانتي گراد مي باشد. متوسط بارندگي ساليانه 350 تا 500 ميليمتر كه حدود 60 درصد آن در زمستان تأمين مي شود. در اين ناحيه كه شمالي ترين بخش زاگرس خشك است درختان بنه ، كنار و... رويش مي نمايند. ب- ناحيه سردسيري: اين ناحيه با وسعتي بيش از شش هزار كيلومتر مربع، با ارتفاع متوسط حدود 2100 متر از سطح دريا تقريباً 34% مساحت استان در شمال و شرق را شامل مي شود. دماي متوسط اين ناحيه از 36 درجه سانتيگراد در گرمترين ماههاي سال و تا 10 درجه سانتي گراد زير صفر در فصل سرما متغير است. متوسط بارندگي در اين منطقه بين 600 تا 800 ميليمتر در سال ميرسد. اين ناحيه در واقع جنوبي ترين بخش زاگرس مرطوب است و از جنگلهاي زيباي بلوط پوشيده شده است.
مراتع استان به طور كلي سطح كل مراتع استان 1400000 هكتار تخمين زده مي شود كه از نوع خوب، متوسط، ضعيف، خيلي ضعيف است از اين مقدار 650 هزار هكتار مشجر( زيراشكوب جنگلها) و 750 هزار هكتار غير مشجر مي باشد. مراتع اين منطقه شامل مراتع ييلاقي و قشلاقي است كه مراتع قشلاقي در اطراف دوگنبدان و دهدشت و از نوع ضعيف است و مساحتي در حدود 400 تا 480 هزار هكتار را در بر مي گيرد و بيشتر گياهان اين منطقه را خانواده گرامينه ها و گلومينوز تشكيل مي دهد(14). مراتع ييلاقي در ياسوج و در دامنه هاي جنوبي ارتفاعات زاگرس و قله دنا واقع اند و از نوع خوب و متوسط مي باشد. اين مراتع مساحتي در حدود 700-800 هزار هكتار را زير پوشش دارند . تيپ هاي عمده گياهي در منطقه ييلاقي را تيپ جاشير، بيلهر، جو وحشي، گندم گياه، كرفس، جاشير، كنگر، جو وحشي، يولاف و... تشكيـــــل مي دهند و تيپ هاي گياهي در مناطق قشلاقي را تيپ بهمن- يونجه يكساله و يونجه هاي يكساله-بهمن مي باشد . تيپ هاي گياهي در مناطق ميان بند را عمدتاً جو وحشي، گندم گياه، يولاف وحشي ، جو وحشي، ماشك گل خوشه اي، جو وحشــــي و... تشكيـــــــــل مي دهد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:33  توسط مسعود يوسفي
|
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 10:4  توسط مسعود يوسفي
|
جنگلهاي سرسبز و زيباي بلوط استان سالياني بس دور و دراز است كه همچون حجابي سبز، تن عريان كوههاي سربه فلك كشيده و صخره ها و دامنه هاي قله معروف دنا را پوشانده است و به جرأت مي توان گرفت بعد از جنگلهاي شمال با توجه به وسعت كم استان (1% مساحت كشور) از انبوه ترين جنگلهاي منطقه رويشي زاگرس به شمار مي رود(17). بررسي هاي اجمالي نشان مي دهد كه 72 گونه درختي متعلق به 30 خانواده در جنگلهاي منطقه وجود دارد كه تركيب درهم آنها سبب تنوع جامعه جنگلي منطقه شده است(5). اما در خصوص وسعت جنگلهاي استان، آمار و ارقام متفاوت است، بطوريكه اداره كل منابع طبيعي استان، سطح كل جنگلهاي استان را 997000 هكتار برآورد نموده است اما مطابق آخرين آمار ارائه شده در سال 1361 سطح كل جنگلهاي استان 650 هزار هكتار تخمين زده مي شود كه حدود 30 درصد مساحت استان را در برمي گيرد( گزارش جامع سمينار كاربرد ميوه بلوط در تغذيه دام و صنايع ، ياسوج مهر 1361) از اين مساحت 250 هزار هكتار بصورت جنگلهاي انبوه و 400 هزار هكتار بصورت نيمه انبوه و مخروبه است. تنوع درختان جنگلي به گونه اي است كه 80 درصد آن زير پوشش گونه غالب بلوط ايراني(Q. Persica) و 20 درصد باقيمانده شامل درختان و درختچه هاي نظير بنه(پسته وحشي) ، كيكم، بادام كوهي، زالزالك، شن، گلابي وحشي، زبان گنجشك، ارس، دافنه و... مي باشد.تعداد درختان بلوط در هر هكتار 180 اصله و گونه غالب و عمده جنگلهاي منطقه(Q.brantii) مي باشد . حد ارتفاعي رويش اين جنگلها در شمال و شمال غربي استان در دامنه هاي جنوبي كوه دنا از ارتفاع 1700 متري با جامعه بلوط و بنه شروع و تا 3500 متري به ارس و دافنه مي رسد و در جنوب غربي و شرقي در ناحيه گرمسيري ار ارتفاع 900 متري از درختان كنار و رمليك شروع و تا ارتفاع 1700 متري به جامعه بلوط ايرانــــــي (Q. Persica) مي رسد(شكل شماره 1) بطور كلي جنگلهاي منطقه داراي سه شكوب به شرح ذيل است.1- اشكوب فوقاني: شامل درختاني به ارتفاع 6 تا 12 متر كه مهمترين گونه هاي آن بلوط، بنه، كلخونگ، كيكم و... مي باشد.2-اشكوب مياني: شامل درختچه هايي به ارتفاع 2 تا 6 متر كه مهمترين گونه هاي آن ارژن ، شن ، زالزالك بادام كوهي، داغداغان ، دافنه و... مي باشد.3- اشكوب زيرين: شامل بوته هاي علفي به ارتفاع كمتر از 1 متر مانند جاشير، فرفيون، كنگر، گون و انواع گرامينه ها و... مي باشد.
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 9:59  توسط مسعود يوسفي
|
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 9:26  توسط مسعود يوسفي
|
سلام
امیدوارم اولین نوشته ام مورد توجه قرار گیرد ایل بزرگ قشقایی همواره در طول دوران پرفراز ونشیب خود کارهای بزرگی انجام داده اند از جمله مبارزه آنان با استعمار پیر انگلیس اما به دلائل مختلف کمتر در کتابه وفیلم ها از عظمت و بزرگی ومردانگی مردان غیور قشقایی نامی برده شده است بعنوان مثال در جنگی که بین مردان قشقایی در منطقه بزنک از توابع بخش بالاده در دهستان دادین علیا در ۳۵ کیلومتری جنوب کازرون بین مردان غیور قشقایی از توابع فارسیمدان تیره شیبانی اتفاق افتاد فردی به نام ایاز شیبانی معروف به ایاز کاپیتان کش فرمانده انگلیسیها را کشت وبه همین نام معروف شد اما کمتر از این ماجرا نوشته یا گفته اند انتظار می رود از جوانان هنرمند قشقایی که فارغ از هرگونه تعصب با هنرمندی در این خصوص فیلم وسریال تهیه کنند ونگذارند از ذهن وخاطره ها پاک شود ونسل جدید را با گذشته خود پیوند دهند.
+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 9:17  توسط مسعود يوسفي
|
|
|